جنایات جنگی متفقین در جنگ جهانی دوم

«تاریخ را پیروزمندان می‌نویسند.»

این جمله را اغلب به چرچیل منسوب می‌کنند، هرچند که هیچ منبع موثقی برای تأییدش نمی‌شود پیدا کرد. بعید نیست که مثلِ اکثرِ جمله‌های قصار، آدمی ناشناس، این جمله را به زبان آورده، و به شخصی مشهور نسبتش داده. اگر این‌طور باشد، می‌توان فرض کرد که سازنده‌ی این جمله، یکی از افسران رده پایین آلمان نازی باشد.

افسری که از قضا کار دفتری می‌کرده و بیش‌تر روزهای جنگ را در برلین به سر می‌برده: بمباران مناطق غیرنظامی را دیده، وضعیتِ اسفناکِ شهر بعد از ورود نیروهای شوروی را دیده، روایتِ هم‌قطارانش از جبهه‌های مختلف را، مستقیم از خودشان شنیده، و بعد، بعد از پایان جنگ، همان روزهایی که برلین به مناطقِ تحتِ تسلطِ غرب و شرق تقسیم شده بود، همان روزهایی که آینه‌ی نقره‌ی یادگارِ پدربزرگت را با هزار خواهش و التماس می‌دادی، تا یک تکه نانِ پر از شن و سنگریزه بگیری، همان روزهایی که عفت زنان آلمانی در مقابل گرسنگی کمر خم کرده بود، آن روزها، این افسر جزء، هنگام عبور از خیابان، ناخواسته چشمش به تیتر روزنامه‌ها می‌افتاده، و درباره‌ی جنایت‌های جنگی آلمان‌ها (که البته شاید کتمان‌شان هم نمی‌کرده) چیزهایی می‌خوانده: چیزهایی که به چشم خودش می‌دیده: مختصِ آلمان و ایتالیا نبود، جنایاتی دوجانبه بود، و شاید ذاتِ جنگ.

من اگر جای این افسرِ رده پایینِ آلمانی بودم، این جمله را، با نفرت و خشم، به روباهِ زیرکِ متفقین نسبت می‌دادم: به چرچیل، که به جای حضور در جایگاهِ متهم در دادگاه‌های جنایات جنگی، در مقامِ پیروز و قهرمان و نجات‌بخش، سخنرانی می‌کرد و لبخند می‌زد.

اما جنایات جنگیِ متفقین چه بودند؟ شاید هزاران هزار… اما، با این توضیحِ واضح که این نوشته به معنای دفاع از جنایاتِ آلمان، ژاپن و متحدان‌شان نیست، بیایید ده جنایتِ متفقین را که شکی در آن‌ها نیست، با هم مرور کنیم:

۱۰- بمباران مناطق غیرنظامی

بمباران مناطق غیرنظامی

مختصِ متفقین نبود. جنگ جهانی دوم، بمبارانِ خانه‌های مسکونی را به امری طبیعی تبدیل کرده بود. راهی ناجوانمردانه (جنگِ مدرن و جوانمردی؟) برای تضعیف روحیه‌ی سربازانی که در جبهه‌ها می‌جنگیدند. سربازانی که قطعاً با شنیدن خبر مرگ پدر و مادرشان، یا تخریب کامل خانه و کاشانه‌شان، دیگر نصفه‌سرباز هم نمی‌ماندند.

۹- شکنجه در عملیات Teardrop

جنایات جنگی متفقین در جنگ جهانی دوم

طی این عملیات دریایی، آمریکایی‌ها که نیاز مبرم به اطلاعاتِ فوری داشتند، پنج نفر از خدمه‌ی نیروی دریایی آلمان را، بر خلافِ کنوانسیون‌های موجود، مورد استنطاق وحشیانه و شکنجه قرار دارند. شدت شکنجه‌ها به حدی بود که یکی از افسرانِ تحت بازداشت، اقدام به خودکشی کرد.

۸- قفسِ لندن

قفسِ لندن چیست

درباره‌ی قفس لندن، در ویکی‌پدیا، فقط به دو زبان انگلیسی و آلمانی، مطالبی نوشته شده. ابزار شکنجه‌ی انگلیسی‌ها در روزهای جنگ جهانی دوم و اندکی بعد از آن. “قفس” عنوان مجموعه‌ای از سلول‌ها بود که برای نگهداری افرادی همچون اعضای اس‌اس وگشتاپو استفاده می‌شد. درون قفس، برای اعتراف و اقرار، گرسنگی می‌دادند، مانع خواب می‌شدند، و وحشیانه کتک می‌زدند. دولت و پارلمان، البته از وجود “قفس” خبر داشتند، اما سکوتی فراگیر کرده بودند، و چشمان‌شان را بر این جنایات بسته بودند. اگر پیش خودتان می‌گویید: «اعضای گشتاپو؟ حق‌شان بود!» تنها نیستید. آن روزها، بخش قابل توجهی از مردم و دولتمردان بریتانیا، با همین توجیه خودشان را فریب می‌دادند و از چنگ وجدان‌شان فرار می‌کردند.

۷- کشتارِ کوچفسکی راگ

جنایات جنگی متفقین

فیلم‌هایی که در کودکی‌هایمان دیده‌ایم، واژه‌ی “پارتیزان” را برایمان تبدیل کرده به واژه‌ای زیبا، قهرمانانه، و سرشار از رشادت و فداکاری. پارتیزان‌های فرانسوی که در دوره‌ی مارشال پتن، با اشغال‌گران آلمانی می‌جنگیدند، پارتیزان‌های مخالف موسولینی در ایتالیا، و پارتیزان‌های اوکراینیِ مبارز علیهِ آلمان. اما همه‌ی این فیلم‌ها، بدون استثناء، ساخته‌ی پیروزمندانِ جنگِ جهانی بود، و ظاهراً متفاوت با واقعیتِ مبارزه‌ی چریکی و رفتار پارتیزانی.

شاید از پارتیزان‌های یوگوسلاو، در دوران جنگ جهانی دوم چیز زیادی ندانید. می‌توانید سری به فیلمِ زیرزمین ساخته‌ی امیر کوستوریتسا بزنید که در بخش نخستش، تصویری از این پارتیزان‌ها نشان می‌دهد. به هر حال، این‌جا صحبت از همه‌ی این چریک‌ها نیست، اما جوخه‌های ویژه‌ی پارتیزان‌های یوگوسلاو، در ماه مِی ۱۹۴۵، در منطقه‌ی کوچفسکی راگ، بانی یکی از خونین‌ترین جنایت‌های جبهه‌ی ضد آلمان شدند: بر اعضای یک گروه حامی آلمان، تحتِ عنوانِ “پاسداران میهنی اسلوونی” چیره شدند، و آن‌ها و خانواده‌هایشان را، که بالغ بر دوازده هزار نفر می‌شدند، در گودال‌هایی انداخته، با مواد منفجره، زنده‌به‌گور کردند. مجازاتی که هرگز، هیچ‌کدام از بانیانش تحت تعقیبِ دادگاه‌های ملی یا بین‌المللی قرار نگرفتند.

۶- کشتارِ داخائو

جنایات جنگ جهانی دوم

اردوگاهِ داخائو، یکی از بزرگ‌ترین اردوگاه‌های کار اجباریِ نازی‌ها در نزدیکی مونیخ بود، که با ۹۴ اردواگاه فرعی، که به روایتی، تا سقوط هیتلر، بانی قتل بیش از سی هزار نفر، مشتمل بر یهودیان، روس‌ها و لهستانی‌ها شد. اما با سقوط آلمانِ هیتلری، اردوگاه داخائو هم به دستِ لشکر چهل و پنجم پیاده‌نظامِ آمریکا افتاد، و آمریکایی‌ها همان راهی را پیش گرفتند که آلمان قبل‌تر رفته بود: ۲۹ آوریل ۱۹۴۵، سربازان آمریکایی، نگهبانانِ آلمانیِ داخائو را تا سر حد مرگ کتک زده، به قتل رساندند.

آمریکایی‌ها البته دلیل محکمی برای این کشتار داشتند: آن‌ها، پیش از رسیدن به داخائو، با تعداد زیادی جسدِ لت و پار، و در حال تجزیه روبه‌رو شده بودند، که به نظر می‌رسید در اثر جنایاتِ نازی‌ها کشته شده‌اند. آمریکایی‌ها، به روایت برخی از اعضای لشکر چهل و پنجم پیاده نظام، از خود بی‌خود شده، قصد انتقام داشتند.

اما عجله نکنید. احتمالاً بین آمریکایی‌ها کسی بوده که آلمانی بفهمد. یا دست‌کم می‌توان حدس زد که یک آلمانیِ آشنا به زبان انگلیسی بینِ نگهبانانِ اردوگاه پیدا می‌شده. بعید است آن آلمانی، با زبانِ دست و پا شکسته، به سربازان آمریکایی حالی نکرده باشد که قضیه از چه قرار است. حتماً به آن‌ها گفته که نگهبانان و مسئولانِ قبلیِ اردوگاه مدتی است که آن‌جا را ترک کرده‌اند، و آن‌ها اردوگاه را تحویل گرفته‌اند، با این دستورِ صریح، که بدونِ مقاومت تسلیمِ نیروهای متفقین شوند… آن افسرِ آلمانی، حتماً این‌ها را گفته، اما چه می‌شود کرد. آدم عصبانی نمی‌تواند جلوِ خودش را بگیرد؛ حتا دیرباور می‌شود. ذاتِ انسان این است. نمی‌شود به آمریکایی‌ها خرده گرفت.

حتما خوشتون میاد  ايران در جنگ جهانی دوم

تأسف‌آمیر این که، صفحه‌ی مربوط به این کشتار، در ویکی‌پدیا (هم انگلیسی و هم فارسی)، چنین نام‌گذاری شده: انتقام در عملیاتِ آزادسازیِ اردوگاه داخائو.

۵- جنایات جنگی چینی‌ها: کشتار، شکنجه، غارت، تجاوز و قطع عضو

جنایات جنگی چینی‌ها

ناظران بین‌الملل، مورخان و روزنامه‌نگاران، اغلب توافق دارند که جنگ دومِ چین و ژاپن، یکی از خونین‌ترین جنگ‌های تاریخ بشر بوده است. جنگی که با آن سابقه‌ی نبرد‌های گذشته، و نفرتِ نژادی حاکم بر تفکرات دو طرف، در همه‌ی هشت سال جنگ، رحم و شفقت به کار طرفین متخاصم راه پیدا نمی‌کرد. هرچند ژاپنی‌ها در این جنگ تا سرحدِ نسل‌کشی پیش رفتند، اما این، چیزی از گناهِ جنایات چینی‌ها کم نمی‌کند.

۴- اردوگاه راین: مرگِ مسامحه‌کارانه‌ی اسیران

اسیران جنگ جهانی دوم

اردوگاه راین، در حقیقت مجموعه‌ی ۱۹ کمپ نگهداری زندانیان بود که در دوران اشغال آلمان، توسط ارتش آمریکا، برای نگهداری سربازان اسیر آلمانی ساخته شد. اردوگاهی که بنا بود تا سقف دو میلیون زندانی را در خود جای دهد. مسئولان اردوگاه، در طول تابستان ۱۹۴۵، به واحدهای صلیب سرخ بین‌الملل اجازه‌ی بازدید از هیچ‌کدام از کمپ‌ها را نمی‌دادند. بازدیدها سرانجام در پاییز ۴۵ آغاز شد. در نخستین گزارش‌ها، وضعیت زندانیان “اسفناک” نوشته می‌شد. تعداد زیاد زندانیان، تهیه‌ی مایحتاجِ زندان را به دردسری بزرگ برای متفقین تبدیل کرده بود؛ دردسری که نهایتاً به مرگِ هزاران زندانی انجامید. تعداد کشته شدگان، مطابق اکثر تخمین‌ها، بیش از ده هزار نفر است، اما چند تن از محققان، این تعداد را بالغ بر صدهزار نفر می‌دانند: اسیران جنگی، که از سوءتغذیه، کمبود آب، یا سرما، کشته شدند.

این مرگ‌های از سرِ مسامحه‌کاری، مطابق کنوانسیونِ ژنو، جنایت جنگی به شمار می‌رفت. اما آمریکایی‌ها بازی را خوب بلد بودند: آیزنهاور دستور داده بود که این اسرای جنگی، تحت عنوانِ “نیروهای خلع سلاح شده‌ی دشمن” طبقه‌بندی شوند، و همین بازی با کلمات، کنوانسیون را دور می‌زد.

۳- قتل‌عامِ عملیاتِ اُورلُرد

قتل‌عامِ عملیاتِ اُورلُرد

همین چند ماه قبل بود که در صدمین سالگرد نبرد نرماندی، روزنامه‌ها و وبسایت‌ها و مجلاتِ غرب و شرق، پر شد از یادآوریِ این نبرد بزرگ: بزرگ‌ترین عملیاتِ آبی-خاکیِ تاریخ، سرآغازِ آزادسازیِ فرانسه‌ اشغالی، طرح و برنامه‌های پیچیده‌ی عملیات، بازسازیِ عکس‌های باقی‌مانده از آن روزها، خاطراتِ افسران متفقین، نامه‌های سربازهای آمریکایی و… همه و همه، مطالبی بودند که تلاش می‌کردند نبرد نرماندی را، به یک اسطوره‌ی معاصر تبدیل کنند.

گاهی اما لازم است که دوربین را کمی بچرخانیم، و از زاویه‌ای دیگر ببینیم، یا به گوشه‌ای کم‌تر دیده شده سرک بکشیم:

هنگامِ حمله‌ی متفقین به ساحل نرماندی، از آن‌جایی که سربازان قصد حمله‌ی ضربتی به خاک دشمن داشتند، یک مشکل اساسی پیش رویشان بود: با سربازانی که در طول مسیر اسیر می‌شدند، چه باید می‌کردند؟ سربازان آلمانی که وظیفه‌شان معطل کردنِ متفقین، یا دفاع از منابع حیاتیِ جبهه‌ی غرب بود، به جرمِ آلمانی بودن، و برای جلوگیری از اتلافِ وقت (!) به جای این که به اسارت گرفته شده، با کشتی به اردوگاه‌ها فرستاده شوند، خیلی سریع و ساده، اعدام می‌شدند.

اما هنوز مانده، هرچند که این یکی را همه‌ی مورخان تأیید نمی‌کنند: می‌گویند مرگِ سربازانِ آلمانی به دلیلِ اعدام نبوده، بلکه آن‌ها، توسطِ سربازان متفقین، به عنوان سپرِ انسانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند: مجبورشان کرده بودند که جلوتر از لشکر، توی میدان مین بدوند، یا جلوِ پیاده‌نظام، راهِ گلوله‌های دشمن را ببندند. این ادعا اما قابل اثبات صد در صد نیست.

در عنوانِ این جنایت نوشتم: «قتل‌عامِ عملیات اُورلُرد». نمی‌خواستم با خواندنِ نامِ نرماندی، ذهن‌تان درگیرِ پیش‌فرض‌هایی شود که رسانه‌ها به خوردمان داده‌اند. حالا ولی بد نیست بدانید: “عملیات اورلُرد” اسم رمز نبرد نرماندی بود. ترجمه‌اش چیزی است شبیهِ “عملیات ارباب”. اسم بامُسمّایی است. آلمان‌ها برده‌وار کشته شدند.

۲- بمب اتم

بمب اتم

۱- تجاوز جمعی

پس از اشغال برلین، و فرو ریختنِ حکومتِ هیتلر، علی‌رغمِ حضورِ نیروهای ارتش روسیه، آمریکا، انگلستان و فرانسه در برلین، آلمان هم مثل هر کشور بی‌دولتی، به سرعت به ورطه‌ی بی‌قانونی و هرج‌ومرج افتاد. فیلم‌های سیاه و سفید اواخرِ دهه‌ی پنجاه را فراموش کنید. در برلینِ پس از فروپاشی، قانون، قدرت بود، همان‌طور که در بغداد و کابل بعد از فروپاشی.

به هر حال، حتا اگر قانونی هم در کار بود، قدرت متوقف کردنِ سربازان پیروز را نداشت. سربازانی که نیازمندِ احتیاجاتِ ابتدایی‌شان بودند تا بتوانند کمی مانندِ رهبران‌شان احساس پیروزی کنند. چند سال بعد مشخص شد که ارتش شوروی به تنهایی، مسئول تجاوز به بیش از دو میلیون زن و کودک، و ۲۴۰ هزار مرگِ متعاقب آن بوده است. بسیاری از این زنان، مسلسل‌وار مورد تجاوزِ اعضای یک دسته قرار می‌گرفتند: بزرگ‌ترین تجاوزهای دسته‌جمعیِ تاریخ: گاهی تا صد سرباز.

شاید یکی از دلایل این حجم از وحشی‌گری در مورد سربازان ارتش شوروی این بود که آن‌ها خود را فاتح می‌دانستند، نه نجات‌دهنده و آزادی‌بخش. مشهور است که استالین همان وقت‌ها گفته بوده که مردم باید درک کنند اگر «سربازی که هزاران کیلومتر از وسط خون و مرگ و آتش گذشته، بخواهد اندکی با یک زن خوش بگذراند.»

اگر می‌توانید، تصویر دلخراشِ مرگ دو زن آلمانی پس از جنایت را ببینید این‌جا کلیک کنید.

 

منبع : listverse.com

 

دیدگاهتان را بنویسید

۴ دیدگاه