سربازان وفادار امپراطور ژاپن

امپراتور هیروهیتو

امپراتور هیروهیتو

شوئیچی یوکویی در سال ۱۹۱۵ به دنیا آمد و در سال ۱۹۴۱ به نیروی زمینی ژاپن پیوست و به جزیره گوآم ،در میان اقیانوس آرام، فرستاده شد. ۳ سال بعد آمریکایی ها به این جزیره حمله بردند و آن را از چنگ ژاپنی ها خارج کردند. زندگی مخفی شوئیچی در این زمان آغاز شد و تا ۲۸ سال بعد به طول انجامید. در این مدت طولانی او تمام احتیاجات خود را از جنگل تهیه می کرد. ترس سوئچی بیشتر این بود که مبادا به دست افراد جنبش مقاومت گوآم بیافتد و آنها بخواهند بلاهایی که در طی ۳ سال اشغال ارتش ژاپن بر سرشان آورده بود تلافی کنند.

سربازان وفادار امپراطور ژاپن
در شامگاه ۲۴ ژانویه ۱۹۷۲ دو شکارچی محلی ،که در حال بررسی تله های خود بودند، شوئیچی را یافتند. آنها در اولین نگاه او را با یکی از کشاورزان محلی اشتباه گرفتند اما کمی بعد با تعجب دریافتند که شوئیچی از بازماندگان ارتش ژاپن می باشد. آنها کمک کردند تا سوئچی از جنگل خارج شده و به ژاپن بازگردد. او پس از دیدار وطن ،و درحالیکه تنفگ خود را در دست داشت، گفت:”من از زنده بازگشتنم شرمنده ام.” او بلافاصله به قهرمان ملی ژاپنی ها تبدیل شد. شوئیچی در ژاپن ازدواج کرد و به زندگی عادی بازگشت. ارتش ژاپن برای او مقرری اندکی تعیین کرد و مبلغ ۳۰۰ دلار به عنوان حقوق این ۲۸ سال خدمت به وی پرداخت شد. در سال ۱۹۹۱ به شوئیچی این افتخار داده شد که به ملاقات امپراطور وقت ژاپن ، آکیهیتو، برود. این لحظه بزرگترین افتخار تمامی طول زندگی او بود. ۷ سال بعد سرجوخه شوئیچی یوکویی در اثر حمله قلبی درگذشت.

دومین آخرین سرباز از جنگل خارج می شود

اونودا در سال ۱۹۲۲ به دنیا آمد. پس از اینکه به نیروی زمینی سلطنتی ژاپن پیوست به یکی ازجزایر فیلیپین به نام لوبانگ اعزام شد و تا فوریه ۱۹۴۵ که آمریکایی ها به فیلیپین حمله کردند در آنجا بود. زمانی که نوبت حمله آمریکایی ها به لوبانگ رسید بیشتر مدافعین ژاپنی مستقر در جزیره توسط آمریکایی ها کشته یا اسیرگشتند اما چند تن از جمله ستوان دوم جوان به جنگل زدند و نجات یافتند.

japansoldiers3

اونودا به همراه ۳ سرباز دیگر با نامهای یوئیچی آکاتسو، شوئیچی شیمادا و کینشیچی کوزوکا به کوهستان فرارکردند و به جنگ خود ادامه دادند. آکاتسو در سال ۱۹۵۰ خود را به فیلیپینی ها تسلیم کرد و تایید کرد که اونودا و ۲ سرباز همراهش هنوز هم زنده هستند. ۴ سال بعد شیمادا در یک درگیری مسلحانه با نیروهای محلی کشته شد. دولت ژاپن در سال ۱۹۵۹ به صورت رسمی اسم اونودا را وارد فهرست کشته شدگان جنگ کرد. کوزوکا تا سال ۱۹۷۲ به همراه اونودا درجنگل باقی ماند اما او هم در این سال کشته شد و اونودا را در اعماق جنگل تنها گذاشت. اونودا به مدت ۲۹ سال گمان می کرد که تمام حرفهایی که درباره تسلیم ژاپن و پایان جنگ به گوشش می رسد نیرنگهایی آمریکایی ها هستند تا او را از مخفی گاهش بیرون کشیده و اسیرکنند.
عاقبت یک دانش آموز ژاپنی به نام نوریو سوزوکی که به فیلیپین رفته بود توانست در جنگل او را بیابد. اونودا بازهم از تسلیم شدن اجتناب کرد و گفت که فرمانده اش به او گفته که باید به جنگ ادامه دهد واو تنها زمانی از جنگ دست می کشد که فرمانده اش مستقیما به وی دستور دهد. سوزوکی با عکسی از خودش واونودا به ژاپن بازگشت و با کمک دولت وقت ژاپن توانست فرمانده سابق اونودا را بیابد.
سرگرد سابق تانیگوچی سالها بود که به خرید و فروش کتاب روی آورده بود. سوزوکی او را راضی کرد که به همراه هم به فیلیپین بروند. تانیگوچی و سوزوکی در سال ۱۹۷۴ وارد جزیره لوبانگ شدند و تانیگوچی به اونودا اطلاع داد که سالها است که جنگ به پایان رسیده و دستور داد که سلاحش را بر زمین گذارد. او پس از ۲۹ سال زندگی در جنگل هنوز لباس نظامی بر تن داشت و مانند دیگر افسران ژاپنی به کمر شمشیر بسته بود. اونودا تفنگ قدیمی خود را به همراه ۵۰۰ فشنگ و چند نارنجک دستی با خود داشت. او دومین سرباز ژاپنی بود که سالها پس از جنگ خود را تسلیم کرد. به او گفته بودند که حق ندارد موضع خود را ترک کند مگر اینکه دستور جدیدی دریافت کند واز بخت بد اونودا این دستور ۲۹ سال بعد به او ابلاغ شد. در این ۲۹ سال او در حدود ۳۰ فیلیپینی را کشت و چندین بار با پلیس محلی درگیرشد اما رئیس جمهور وقت فیلیپین ،فردیناند مارکوس، او را بخشید و او توانست به کشورش بازگردد.
او پس از بازگشت به ژاپن به برزیل مهاجرت کرد و تجربیات جنگلی خود را در کتابی با نام “تسلیم؛ هرگز” به رشته نگارش درآورد. در سال ۱۹۹۶ اونودا دوباره به جزیره لوبانگ بازگشت و برای ساخت مدرسه ۱۰۰۰۰ دلار به اهالی جزیره کمک کرد. او در سال ۱۹۷۴ با یک ژاپنی ازدواج کرد و به ژاپن بازگشت. در ژاپن اونودا یک کمپ دانش آموزی را اداره می کرد وبه دانش آموزان روشهای زندگی در شرایط سخت را آموزش می داد.

حتما خوشتون میاد  جنایات جنگی متفقین در جنگ جهانی دوم

سرافکندگی

تنفر از اسارت و ترس از سرپیچی از دستورات مافوق سرجوخه تروئو ناکامورا را نیز مانند پیشینیانش از تسلیم شدن بازمی داشت. پس از شکست در تهاجم به نیروهای آمریکایی در ژانویه ۱۹۴۵ ارتباط بیسیم بین توکیو و واحد ناکامورا قطع شد. کمی بعد ناکامورا از دیگر همقطارانش جدا افتاد و برای اینکه دستگیر نشود یک کلبه در اعماق جنگل برپاکرد. سیب زمینی و موز او را زنده نگه داشت. فرمانده اش به او گفته بود که باید تا آخرین نفس بجنگند. پس از اینکه تروئو به ژاپن بازگشت فهمید که زنش پس از ناامید شدن از یافتن وی دوباره ازدواج کرده است. اما همسرش گفت که از اینکه دوباره او را زنده می بیند بسیار خوشحال است. دولت ژاپن نه برای او هواپیمای شخصی فرستاد نه درخیابانها پلاکاردهای خوش آمدگویی نصب شد اما وزارت رفاه باقیمانده حقوق او را در این ۲۷ سال حساب کرد و به وی پرداخت. طلب وی از ارتش ژاپن ۲۲۷ دلار بود.

japansoldiers4

سخن پایانی

سرنوشت سربازان وفادار امپراطور ژاپن در انتهای جنگ جهانی دوم قصه ای پرغصه است. نه از آن رو که این سربازان باشکست کشور خود مواجه شدند بلکه به دلیل اینکه با فراموشی دولت خود روبروگشتند. تعداد زیادی از سربازان ژاپنی به دلیل نبود کشتی کافی در منچوری و چین به اسارت گرفته شدند. ۱۴۰۰۰۰ نفر از اینان به جای بازگشت به کشور خود به سربازان ارتش سرخ مائو پیوسند. سالها بعد از پایان جنگ تعداد دیگری از همقطارانشان در کشورهایی که روزی لشکر ظفرنمون ژاپن آنها را فتح کرده بود پیداشدند. ۲۰۰ سرباز ژاپنی کاملا مجهز در سال ۱۹۴۸ خود را در فیلیپین تسلیم کردند. در سال ۱۹۹۷ یک سرباز ژاپنی دیگر در جزیره میندرو فیلیپین پیداشد. جزایر پراکنده اقیانوس آرام یا حاشیه دریای ژاپن مانند جزایر تاینان، سایپان،سلیمان و ایوجیما تا مدتها میزبان چنین گمگشتگانی بودند. و شاید این کمترین مکافاتی بود برای ملتی که تصمیم گرفت سیادت خود را به زور بر همسایگانش تحمیل کند.

دیدگاهتان را بنویسید