۸ اشتباه بزرگ هیتلر که منجر به تغییر سرنوشت جنگ شد

اشتباه بزرگ هیتلر

در مقاله قبل به استراتژی نظامی آلمان در جنگ جهانی دوم پرداختیم حال به بررسی اشتباهات بزرگ پیشوای آلمان نازی میپردازیم.

۱- عدم استفاده از تکنولوژی های پیشرفته

ارتش آلمان در اواخر دهه ۱۹۳۰ میلادی به درجه ای از قدرت رزمی متعارف رسیده بود که هیتلر با غرور کاذب مواجه شده و ترجیح می داد به دنبال جنگ افزارهای جدید و ابتکاری نرود. هواپیماهای آلمان مدرنترین و سریعترین، تانکهای آلمان محکم ترین و سلاحهای انفرادی سرباز آلمانی مجهزترین میدانها بود. زیردریایی آلمانی قدرت تخریب فوق العاده ای داشتند و این برای پیشوا کفایت می کرد.
هیتلر نسبت به اختراعات نظامی آنقدر بی اعتنا بود که دستور داد تنها تولید انبوه جنگ افزارهای متعارف در اولویت باشد، حال آنکه ملت آلمان با ثبت یک میلیون اختراع در تاریخ در نوآوری بی رقیب بودند.

۲- بمب اتمی آلمان

آلمان اقدام برای دستیابی به بمب اتمی را در ۱۹۳۶ آغاز کرد اما مجازات و تبعید یهودیان، این طرح را ناکام گذاشت. دانشمندان آلمانی بعدها در پروژه بمب اتم آمریکا موسوم به «مانهاتان» به کارگرفته شدند و کمتر از یک دهه بعد ۲بمب اتمی آمریکا، ژاپن را وادار به تسلیم کرد.

۳- با ۸۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت

آلمانها در اواخر دهه ۳۰ بمب افکن های هاینکل را ساختند. این بمب افکن دارای ۵۰۰ کیلومتر در ساعت سرعت بود و بعدها مشخص شد اگر آلمانها پروژه جت های شکاری را دنبال می کردند به چنان برتری قابل توجهی در هوا دست می یافتند که نه تنها می توانستند در هر تهاجم هوایی موفق شوند بلکه مانع حملات مخوف هواپیمای سنگین متفقین به شهرها و صنایع آلمان می شدند.
هنگامی که در ۱۹۴۴ هیتلر دوباره مجدداً دستور ادامه پروژه را صادر کرد، «زمان» از دست رفته بود. متفقین جای امن برای آلمان نگذاشتند. در ۱۹۴۵ پس از آنکه آمریکایی ها وارد خاک آلمان شدند گزارشهایی را از افسران جزء مبنی بر وجود پایگاهی دریافت کردند که در آن یک فروند هواپیمای بسیار عجیب یافت شده که شباهت کمی به جنگنده های امروزی دارد. آلمانها به دنبال جنگنده ای با قدرت بسیار بالا بودند که دارای ۸۰۰ کیلومتر سرعت بود.

۴- بمبهای صوتی

دانشمندان آلمانی در لابراتوارهای خود موفق به اختراع بلندگوهای غول پیکری شده بودند که قادر بود با امواج مادون صوت به تخریب سازه های شهری بپردازد. این سلاح در صورت تکمیل قادر بود شهرهای انگلیس را منهدم کند و یا جلوی پیشروی ارتشهای مهاجم را بگیرد.

۵- موشکهای پرنده

در ژوئن ۱۹۴۴ هنگامی که مردم لندن با انفجارهایی از خواب پریدند گمان بردند که نیروی هوایی آلمان مجدداً توان حمله را پیداکرده است حال آنکه این انفجارها در اثر اصابت موشک «وی ـ ۱» آلمان بود.
افسوس برای آلمانها و خوش شانسی انگلیسی ها که موشک وی ـ۱ از سواحل غرب فرانسه به انگلیس پرتاب می شد و با ورود متفقین در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ به نرماندی فرانسه هیتلر مجبور به انتقال پایگاههای پرتاب وی ـ ۱ به بلژیک شد. ۴ماه بعد با تصرف کشورهای دیگر غرب اروپا، هیتلر ناگهان موشک وی ـ۲ را آشکار کرد. وی ـ۲ شاهکار صنایع نظامی آلمان بود موشکی با برد هزار کیلومتر و سرعت ۵ ماخ (۶هزارکیلومتر). اثرات تخریبی این بمب وحشتناک بود. انگلیس و آمریکا می توانستند تنها شاهد حرکت این موشک و اصابت آن باشند چرا که برای بشر ۶۰ سال قبل تصور چنین سرعتی توسط یک سازه بشری محال بود.

اما قبل از آنکه این موشک به تولید انبوه برسد کارخانه سازنده، پایگاههای پرتاب و دانشمندان سازنده اش توسط بمبارانهای متفقین از بین رفتند. «ورنر فون براون» طراح موشکها نیز توسط آمریکایی ها به واشنگتن منتقل شد.
البته آنها فون براون را زندانی و اعدام نکردند بلکه او را به سرپرستی بزرگترین پروژه های موشکی آمریکا گماردند. فون براون بعدها به جز طراحی موشکهای فاتح کره ماه در توسعه توان موشکی آمریکا نیز اقدامات زیادی انجام داد.

۶- توقف ۴۸ساعته دونکرک

ارتش هیتلر با عبور از خاک بلژیک و هلند ناگهان از پشت خطوط ماژینو سردرآورد و عملاً ارتشهای فرانسه و انگلیس در شمال غرب فرانسه را غافلگیر کرد. برای آنها ماندن و جنگیدن تنها یک مفهوم داشت. «مردن».
۴۰۰ هزار سرباز انگلیسی و فرانسوی از سپاههای اصلی فرانسوی جداافتاده و درمحاصره کامل بودند.
ارتش آلمان با روحیه بسیاربالا درحال درهم کوبیدن مواضع متفقین به سرعت درحال نزدیک شدن به نیروهای شکست خورده انگلیس بود. این نیروها برای فرار از مرگ به سوی دونکرک (جایی که فاصله خاک اروپا و انگلیس درحداقل ممکن بود) عقب نشینی کردند.

درحالی که دو سوم ارتش انگلیس در دونکرک درانتظار تخلیه توسط کشتیها و قایقهای محلی بود ارتش آلمان با فرمان حیرت انگیزی مواجه شد.

«توقف» اگرچه بسیاری از تاریخ نویسان غربی ازکنار این مسأله به سادگی می گذرند اما نباید از یاد برد اگر آلمان به این نیرو که سراسیمه درحال تخلیه دونکرک بود حمله می کرد برای این «نیروی متوحش از ماشین جنگی آلمان» راهی جز تسلیم نبود.
در ۴ ژوئن ۱۹۴۱ هنگامی که مردم سواحل شرقی انگلیس باخبر شدند جوانانشان درغرب فرانسه گرفتار چنگال آهنین رایش شده اند با حداقل وسایل سوار قایقها (حتی قایقهای ماهیگیری کوچک) و کشتیها شده و به بندر دونکرک نزدیک شدند.
آنها کمک خوبی برای نیروی دریایی انگلیس بودند. آلمانها در این چندروز حملات هوایی اندکی داشتند. اما این مردم بی دفاع را می‌شد ساده تر از این از کار بازداشت.
هیتلر از چنین فرجه بزرگی به انگلیس چه هدفی داشت؟

هیتلر قصد داشت با این اقدام به انگلیس بفهماند که هدفش نه انگلیس بلکه یهودیها و شوروی است. اما او رذالت انگلیسها را دست کم گرفته بود.

چرچیل در آن روزها، درخاطرات خود می نویسدکه در سراسر انگلیس تنها ۲۵۰ هزار نیرو مانده بود که بخش اعظم آن نیز نیروی پلیس شهری و داوطلبان بودند.

اکنون فرصت به سرعت درحال گذر بود. آلمان فرصتی بی نظیر برای تصرف انگلیس داشت کشوری که هزارسال پای مهاجم را به خاک خود ندیده بود.
هیتلر نه تنها از خیر این ۳۰۰ هزار نیرو (که حتی فرصت جمع کردن اسلحه های فردی خود را نداشتند) گذشت بلکه به انگلیس اجازه داد با جمع و جورکردن نیروها برای همیشه خطر حمله به خاک خود را ازبین ببرد.
نیروهای انگلیسی که در دونکرک ۲۵۰۰ دستگاه توپ و دهها هزار مسلسل سنگین، نفربر، تانک و خمپاره را به جا گذاشتند. با دانش و تجربه خود پایه ارتشی جدید را درانگلیس گذاشتند که اثر آن را هیتلر مغرور در نبردهای شمال آفریقا و جنوب اروپا دید.
ژنرال فون رون از اعضای ستاد ارتش آلمان از این واقعه چنین یادمی کند:

… شش روز پس از یورش سراسری آلمان به شمال فرانسه هنگامی که نیروهای ژنرال فون روندشتت به سوی دریا پیش می راندند هیتلر با فرمان احمقانه ای دستور ۴۸ ساعت توقف به آنها را داد… ژنرال گودریان دیگر سردار آلمانی به دستور پیشوا عمل نکرد و تانکهای خود را به سرعت به سمت غرب به حرکت درآورد اما درست در ۹ مایلی دونکرک با دستور مستقیم پیشوا مجبور به توقف ۷۲ساعته شد!
چرا؟ نظامیان حرفه ای آلمان این اقدام را به دلیل ضعف اطلاعات نظامی هیتلر قلمدادمی کنند.

فون رون می افزاید:

تا به امروز هیچکس دلیل اقدام هیتلر را نفهمیده. ظرف همین ۳روز انگلیسیها توانستند ارتشهای خود را از دونکرک نجات دهند. آنچه که بعدها به معجزه دونکرک معروف شد. واقعیت این است که هیتلر نخواست انگلستان را کاملاً منهدم کند و این امر سبب شد تا انگلوساکسونها آن را به حساب خود بگذارند و از او به عنوان پیروزی تاریخی نام ببرند.

کریستوفر نولان کارگردان بریتانیایی-آمریکایی اینبار قصد دارد فیلمی درباره تخلیه سربازان متفقین از ساحل دونکرک بسازد، که به دلایل توقف و چگونگی تخلیه سربازان متفقین از ساحلدونکرک بپردازد.

حتما خوشتون میاد  معرفی کتاب "تاریخ جنگ جهانی دوم"

۷- توقف در یک معبر ۶۰ کیلومتری و پیشروی ۴ هزارکیلومتری

بزرگترین اشتباه هیتلر این بود که نبرد را درجبهه غرب به پایان نبرد و به جای آن دست به نبرد با سرسخت ترین ملت جهان زد.

هیتلر به جای آنکه از عرض ۶۰ کیلومتری دریای مانش بگذرد و به انگلستان غیر آماده حمله کند ترجیح داد تا دهها میلیون نفر را درجبهه شرق به کشتن دهد.
در هفته های اول ماه ژوئن ۱۹۴۰ نیروهای آلمانی با روحیه بسیار بالای خود به تنگه ای رسیدند که انگلیس را از خاک اروپا جدا می‌کرد در لحظات بسیارحساس آن زمان تنها یک تصمیم می توانست سبب سرازیرشدن ۲۰۰ لشگر آلمانی به داخل انگلیس شود.

انگلیسی که به جز چند لشگر از هم پاشیده کلاً دفاع آن به پلیس شهری، نوجوانان و افراد بدون آموزش سپرده شده بود.

ژنرالهای آلمانی از این روزها به عنوان «فرصتی که هرهزار سال یکبار دست می دهد» یادمی کنند. آنها می گویند مگر ارتش ۳۰۰ هزارنفره انگلیسی در ظرف ۳ روز با کمک تخته پاره، قایق و کشتی تفریحی خود را منتقل به خاک بریتانیا نکرد پس چرا ما نتوانیم «دونکرک معکوس» را ایجادکنیم؟

ترس هیتلر از نیروی دریای انگلیس بود اما این نیرو بشدت پراکنده بود و برخی ناوگان انگلیسی حداقل ۲ ماه تا مانش فاصله داشتند.
مضافاً آنکه لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) می توانست در آن معبر تنگ جهنمی از آتش را به سر کشتیهای انگلیسی بریزد. تازه این در شرایطی بود که توپخانه را فراموش کنیم و برای زیردریایی های آلمانی که در سالهای اول جنگ به مانند کوسه های درنده ناوگان متفقین را به قعر دریا می برد جایی قائل نشویم.
فون رون می گوید:

هیتلر وقتی به ۶۰کیلومتر انگلیس رسید یادش آمد که نقشه ای برای این کار (تصرف انگلیس) ندارد. مسخره است اما ژنرالهای هیتلر که نقشه حمله به یوگسلاوی را در ۸ساعت و نقشه تصرف اروپای شمالی را در ۵روز کشیدند. چگونه نتوانستند در آن روزهای حیاتی دست به ابتکار بزنند.
هیتلر در این لحظه اگر استعداد افرادی چون سزار، ناپلئون و الکساندر (اسکندر) را داشت با یک ابتکار ارتشهای زرهی و موتوریزه آلمان را از دونکرک عبورمی داد.

۸- عملیاتی که تنها درنتیجه یک حمله عصبی روی داد

نبرد عظیم مسکو که نبرد سرنوشت ساز جنگ دوم جهانی بود به یک دلیل مشخص سبب شکست نهایی ارتش آلمان شد.

سرما. بررسی گزارشهای رسمی ژنرالها، دست نوشته افسران جزء و سربازان آلمانی همگی یک چیز را نشان می داد. اینبار این طبیعت بود که «ورماخت» (نیروی زمینی آلمان) را اسیر خود ساخته بود. سرمای ۴۰ درجه زیر صفر ماشین جنگی آلمان را در حساسترین روزهای نبرد از کارانداخت.

اما دلیل اصلی این عدم محاسبه چه بود؟

داستان به ماهها قبل بازمی گردد. هنگامی که آلمانها به اشتباه ۵ هفته حیاتی را در نبرد با متحد خود «یوگسلاوی» ازدست دادند. بعدها مشخص شد که این ۳۵ روز می توانست نقش بسیارمهمی را در نبردهای استالینگراد و مسکو بازی کند. یوگسلاوی تا ۱۹۴۰ متحد آلمان محسوب می شد و در صف کشورهای بلغارستان، رومانی و لهستان اشغال شده یاری کننده رایش بود اما اتفاقی که در ماه مارس ۱۹۴۱ افتاد ناگهان ورق را برگرداند. جمعیت خشمگین یوگسلاو به ماشین سفیر آلمان حمله کرده و روی او تف انداختند! این اتفاق در بسیاری از نقاط دنیا برای دیپلماتها رخ می دهد اما برای هیتلر تحمل آن غیرممکن بود.

به گفته بسیاری از تاریخ نویسان ازجمله ویلیام شایرر، هیتلر تحت تأثیر یک حمله عصبی (کریز) فرمان حمله به یوگسلاوی را صادرکرد.

برای ارتش آلمان که به سرعت درحال ساماندهی بزرگترین نبرد تاریخ بود جداشدن ۴۰ لشگر برای نبرد با یوگسلاوی یک ضربه بود.

اول آوریل آن سال ناگهان یورش ارتش آلمان به یوگسلاوی آغازشد. ارتش آلمان با شیوه جنگ لهستان به سرعت به درهم کوبیدن خطوط ارتباطی و خطوط پشت جبهه یوگسلاوی اقدام کرد.

بلگراد هدف سنگین ترین بمبارانی توسط هواپیماهای آشتوکا قرارگرفت. هواپیماهای آلمانی بدون ترس از پدافند ضعیف یوگسلاوها در ارتفاع پایین به درهم کوبیدن شهرها اقدام می کردند. ارتش یوگسلاوی طی ۱۱ روز درمقابل تنها مرگ ۹۰۰ آلمانی تسلیم شد. اما این شکست سریع مورد قبول افسران و بسیاری از مردم متعصب یوگسلاو نبود.

سرهنگ ژوزف بروز تیتو به همراه بخشهایی از ارتش که تسلیم متجاوزان نشده بودند به کوهستانها پناه برده و بزرگترین و طولانی ترین عملیات پارتیزانی را علیه ارتش رایش آغاز کردند.

تیتو و نیروهایش آنقدر به ارتش آلمان حمله کردند که آلمانها آرزو کردند هرگز وارد خاک یوگسلاوی نمی شدند.

۴ سال بعد با پیشروی مداوم ارتش شوروی در جبهه شرق، تیتو و رزمندگان یوگسلاو از کوهها پایین آمده و باقیمانده ارتش آلمان را خود از خاک کشور بیرون کردند.
یوگسلاوی هرگز جزو برنامه هیتلر نبود و حمله به آن کشور ضمن ازبین بردن زمان سبب زمینگیرشدن ۵۰۰ هزار نظامی آلمانی تا پایان جنگ شد.

دیدگاهتان را بنویسید